|
جنایت فجیع وهابیون سعودی علیه شیعیان مظلوم بحرینی تصویر
به گزارش "شیعه نیوز"، عصر امروز خبرنگار افتخاری ما در منامه پایتخت بحرین خبر داد که نیروهای تک تیرانداز وابسته به رژیم منفور حاکم در بحرین که این روزها در کنار خود نیروهای دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس مانند نیروهای ارتش عربستان سعودی و امارات متحده عربی را می بینند، در اقدامی ددمنشانه سر و جمجمه معترضان را مورد هدف قرار می دهند. ![]() گفته می شود جدیدترین قربانی این گونه جنایت ها، جوانی به نام "علی حسین فرحات" بوده که عصر امروز مورد هدف تیراندازی مستقیم از ناحیه سر قرار گرفت. روز گذشته نیز یک جوان معترض از فاصله دو متری، در حالی که هیچ گونه سلاح سرد یا گرمی هم حمل نمی کرد و تسلیم نیروهای ارتش رژیم بحرین شده بود، در اقدامی ناجوانمردانه توسط آنان مورد هدف قرار گرفت و جا در جا به شهادت رسید. وی در ادامه افزود: هدف از این کار وقیحانه و ضد بشری ایجاد رعب در دل معترضان جهت ترک میدان اللولوء و دیگر مناطق و رفتن به منازل و پایان دادن به اعتراضات است اما به رغم این کشتار وحشیانه، معترضان که اکثریت آنها از شیعیان هستند نه تنها دست از اعتراض برنداشته بلکه بر ادامه مقاومت تا دستیابی به اهداف قانونی و شرعی خود که اصلی ترین آن سقوط رژیم ظالم و ستمکار "آل خلیفه" است، پا فشاری می کنند. در پی تیراندازی مستقیم به سر و جمجمه این معترضین، "مرکز حقوق بشر بحرین" این جنایت را به شدت محکوم کرده و خواستار تعقیب قضایی عاملان و کشاندن آنان به دادگاه های بین المللی شد. برخی اخبار رسیده از بحرین نیز حاکی از آن است که نیروهای وابسته به رژیم حاکم در این کشور حتی پس از بازداشت برخی معترضان، در حالی که آنان هیچ سلاحی در دست نداشته اند، آنان را به نیروهای عربستانی تحویل می دهند تا سر و جمجمه آنها را مستقیما مورد هدف قرار داده و متلاشی کنند. ![]() گفتنی است حدود دو هفته پیش نیز در حادثه ای مشابه جمجمه یک مرد میانسال بحرینی توسط نیروهای ارتش بحرین متلاشی شده بود. ![]() در پایان لازم به یادآوری است که چندی پیش نیز در خبری اعلام کرده بودیم که نیروهای وابسته به ارتش رژیم بحرین با استفاده از بمب های خوشه ای که از نظر قوانین بین المللی از سلاح های ممنوعه استفاده به شمار می رود، شیعیان متحصن در نزدیکی میدان اللولوء را مورد حمله قرار داده اند. سلام
وبلاگ تاچند وقت داراي اشكالاتي خواهد بود با تشكر ياسين
اعتقاد به امامت در فرهنگ اسلام، امامت منصبی الهی است که پس از نبوت برای تبیین مکتب و حفظ دستاوردهای نهضت اسلامی و اجرای حدود و احکام خدا در جامعه از مسیر رهبری و ولایت، پیشبینی شده است. فلسفه سیاسی اسلام برای مدیریت جامعه بر مبنای دین، در قالب و شکل «امامت» تجلی میکند. از این رو، از شاخصههای امامت نیز، همچون نبوت، علاوه بر صلاحیتهای علمی و تقوایی، «جعل الهی» و «نصب» است. اهلبیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به لحاظ صلاحیتهای خاص و نزدیکی بیشتر به سرچشمه دین، شایستهتر از دیگران برای تصدی زمامداری مسلمیناند. آنچه که در غدیر خم اتفاق افتاد، تاکیدی مجدد بود که رسالت پیشوایی امت پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله، بر عهده امام برتر و شایستهترین فرد پس از آن حضرت، یعنی امیرالمومنین علی علیهالسلام است. هر چند که عدهای ریاستطلب و زورمدار با راهاندازی غوغای سقیفه، مسیر امامت مسلمین را در بستری دیگر انداختند و امت را از امامت علی علیهالسلام محروم کردند، ولی این حق، از آنِ حضرت بود و خود او پیش از رسیدن به خلافت و پس از آن در درگیری و مناقشاتی که با خلفا و معاویه داشت و پس از شهادتش، امامان دیگر شیعه، پیوسته بر این حق راستین تاکید کردهاند و آن را حق مسلم خویش دانستهاند و دیگران را غاصب این منصب دانستهاند. قیام عاشورا، جلوهای از این حقخواهی و باطلستیزی در ارتباط با این والاترین رکن جامعه اسلامی بود. گرچه امام مجتبی علیهالسلام بنا به مصالح و شرایطی با معاویه قرارداد صلح امضا کرد، امام حسین علیهالسلام نیز تا وقتی معاویه زنده بود، به عهدنامه برادر شهیدش وفادار ماند، اما این خاندان پیوسته نسبت به امامت مسلمین و منصب خلافت، مدعی بودهاند و پیوسته میکوشیدند در حد توان و امکان، با بیدارسازی مردم و تهیه مقدمات و زمینهچینیهای لازم، این عنصر مهم و رکن اساسی اسلام را جامه عمل بپوشانند. در این راستا، امامان شیعه، از جمله اباعبدالله الحسین علیهالسلام چند برنامه محوری داشتند: 1- تبیین جایگاه امامت و ویژگیهای امام؛ 2- تبیین عدم صلاحیت دیگران برای تصدی این منصب؛ 3- بیان شایستگی و احقّیت خود بر امامت مسلمین . امام حسین علیهالسلام در هر سه مورد، سخنان بلندی دارد که به گوشهای از آنها اشاره میشود.
شرایط امام . . .ادامه مطلب أُهَنِّئُکُم بِعِیدِ الغَدیر
Congratulation your tide of Qadir
عید غدیر بر شما شیعیان واقعی امیر المؤمنین(ع) مبارک
باب المراد غریب
جواد زمانی با عرض سلام از سمت راست پایین وبلاگ این نوشته را به میل خود به روز کنید فقط 44 روز تا محرم مانده . . . بیایید برای آمادگی حضور در این ماه هر روز زیارت عاشورایی به نیت لیاقت پیدا کردن برای غزا داری حضرت ارباب قرائت کنیم آغاز خواندن هم 40 روز مانده به محرم می باشد (4 روز دیگر، که تا محرم جمعا 40 زیارت مقدسه می باشد)
به امید آنکه بتوانیم حق این ماه را ادا کنیم .
یا اباعبدالله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم یا علی انت صراط المستقیم با سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان عزیز این مطالب برای شما آماده شده است بنابراین با دقت مطالعه بفرمایید و بصورت سرسری از کنار مطالب رد نشوید . اگر قرار بود نظرات شما ربطی به مطالب نداشته باشد برای هر پست "نظرات" جدا تعبیه نمیشد . پس اول مطالب را مطالعه نموده و بعد روی نظرات کلیک کنید . خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه خداحافظ ای بهترین ماه الله
تبریک و تسلیت
امروز روز گذاشتن این بدعت هستش . . .
تروایح سنت نبوی یا بدعت عمر؟؟ مطلب بسیار عمیقی است گفتگویی آرام میان شیعه و سنی و . . . که آقای مصطفی جوادی نسب این رو آماده کرده از ایشون کمال تشکر رو دارم . مطلب برادر اهل سنت: جناب جوادی نسب در سایت "شیعه – سنی" نوشته است که نماز تراویح که در ایام ماه مبارک رمضان توسط اهل سنت برگزار میشود یک بدعت است که توسط حضرت عمر بنا شده است! و برای این حرف خود به این حدیث استناد میکند: عبد الرحمن بن عبد القاري قال : خرجت مع عمر بن الخطاب ليلة في رمضان فإذا الناس أوزاع متفرقون يصلي الرجل لنفسه ويصلي الرجل فيصلي بصلاته الرهط فقال عمر : اني أرى لو جمعت هؤلاء على قارئ واحد لكان أمثل . ثم عزم فجمعهم على أبي بن كعب قال ثم خرجت معه ليلة أخرى والناس يصلون بصلاة قارئهم فقال نعمت البدعة هذه والتي ينامون عنها أفضل من التي يقومون. [ابن شهاب از عروة بن زبير، از عبدالرحمان بن عبدالقارى نقل كرده كه گفت: شبى ازشبهاى رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتيم، مردم متفرق بودند و هركس براى خود نمازمى خواند و بعضاً مردى با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون اين بديد گفت: بهعقيده من اگر اينها را با يك امام گرد آوريم بهتر است. و در پى اين تصميم ابىّ بنكعب را به امامت گماشت. شب ديگر به اتفاق به مسجد رفتيم و مردم به جماعت نمازمى?خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» اين بدعت خوبى است! البته نمازى كه پس ازخوابيدن بخوانند; يعنى آخر شب از اينكه اوّل شب اقامه شود بهتر خواهد بود.] اولاً: جناب جناب جوادی نسب متأسفانه این حدیث را در صحیح بخاری میبیند ولی حدیث دیگری که در کنارش در همان باب صحیح بخاری قرار دارد را نمیبیند. در همان باب صحیح بخاری داریم: [حدثنا يحيى بن بكير حدثنا الليث عن عقيل عن ابن شهاب أخبرني عروة أن عائشة رضي الله عنها أخبرته أن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج ليلة من جوف الليل فصلى في المسجد وصلى رجال بصلاته فأصبح الناس فتحدثوا فاجتمع أكثر منهم فصلى فصلوا معه فأصبح الناس فتحدثوا فكثر أهل المسجد من الليلة الثالثة فخرج رسول الله صلى الله عليه وسلم فصلى فصلوا بصلاته فلما كانت الليلة الرابعة عجز المسجد عن أهله حتى خرج لصلاة الصبح فلما قضى الفجر أقبل على الناس فتشهد ثم قال أما بعد فإنه لم يخف علي مكانكم ولكني خشيت أن تفترض عليكم فتعجزوا عنها فتوفي رسول الله صلى الله عليه وسلم والأمر على ذلك.] (بخاری/کتاب الصلاة التراویح/باب فضل من قام رمضان) همانطور که ملاحظه میفرمایید خود نبی علیه السلام در ماه رمضان چهار شب را نماز تراویح خوانده و اصحاب رضی الله عنهم اجمعین نیز پشت سر ایشان نماز خواندند تا جایی که در شب چهارم جایی در مسجد نبود. اما بعد از آن نبی علیه السلام با جماعت خواندن را ادامه ندادند و از این ترسیدند که نکند نماز تراویح بر امتش فرض شود و آنها نتوانند از عهده ی آن برآیند. پس، نماز تراویح را خود رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز خوانده است. =============================== نقد مطالب برادر اهل سنت توسط مدیر : اولا: در روایات قید وجود ندارد چون آمده است (( خرج لیله)) این در حالی است که در روایات بالا آمده است (( لیله فی رمضان)) پس چگونه با این مطلق گویی به این مطلب میرسید که مربوط به تراویح هست. ثانیا: روایت دومی که ذکر شد با روایات و ادعای جناب عمر بن خطاب در تعارض هست. چون در آنجا جناب عمر بن خطاب ادعای بدعت بودن می کنند. ثالثا: این روایات از حیث سندی نیز مشکل دارد. در این روایات جناب یحیی بن بکیر که همان (( یحیی بن عبدالله بن بکیر)) هست قال النسائی: ضعیف قال ابو حاتم: یکتب حدیثه و لا یحتج به (( سر اعلام النبلاء ج10ص612- تهذیب الکمال ج20ص136)) پس روشن شد این روایات از حیث سندی نیز مشکل دارد. رابعا: سخنان علمای اهل سنت در مورد مبدع تراویح جمهور علمای اهل سنت اتفاق دارد که کسی که تراویح را به وجود آورد جناب عمر بن خطاب می باشد. 1- قسطلانی (( ارشاد الساری ج4ص657)) 2- ابن قدامه (( المغنی ج2ص166)) 3- العینی ((عمده الغاری ج11ص126)) 4- القلقشندی (( ماثر الانافه فی معالم الخلافه ج2ص337- عالم الکتب)) 5- زرقانی ((شرح زرقانی ج1ص237)) 6- کحلانی (( سبل الاسلام ج2ص10)) 7- طبری (( تاریخ طبری ج3ص227)) 8- ابن عبدالبر (( الاستیعاب ج3ص1145)) 9- ابن اثیر (( البدایه و النهایه ج7ص150)) سیوطی (( تاریخ خلفا ج1ص131)) 11- شحنه (( صلاه التراویح ص14)) 12- ابن منظور (( لسان العرب ج11ص613)) 13- عبدالکریم رافعی (( فتح العزیز ج4ص246)) 14- ابن رشد (( بدایه المجتهد ج1ص167)) خامسا: نظر علمای اهل سنت در مورد جماعت خواندن نوافل و تراویح: عبدالرزاق : همانا ابن عمر هیچگاه پشت سر امام نماز نمی خواند در رمضان (( المصنف ج5ص264)) سرخسی: شافعی گفت: تروایح نزد مالک مستحب هست و نزد ما مکروه می باشد (( المبسوط ج2ص144)) شافعی: اما نماز ماه رمضان برای من عزیزتر هست تنها خواندن آن از جمع خواندن آن (( الحاوی الکبیر ج2 ص368)) پس روشن شد چنان که برادر عزیز ما ادعا میکردند بر اینکه سنت نبوی هست. علما و بزرگان خودشان بر خلاف آنرا می گویند. ============== مطلب برادر اهل سنت: ثانیاً: از خود حدیثی که جناب جوادی نسب استدلال کرده نیز واضح است که خواندن این نماز از قبل مشروع بوده است. زیرا وقتی حضرت عمر وارد مسجد شدند دیدند که خود اصحاب رضی الله عنهم اجمعین دارند نماز نافله میخوانند. و این از همان سنت رسول الله بجا مانده است. اما حضرت عمر رضی الله عنه چون دید که دیگر خوف فرض و واجب شدن این نماز وجود ندارد، ابی بن کعب را به امامت مردم برگزید تا نماز تراویح را با جماعت ادا کنند مانند همان دوران خود نبی علیه السلام. پس میبینید که حضرت عمر رضی الله عنه هیچ بدعتی ننهاده بلکه همان سنت خود نبی علیه السلام را دوباره احیا کرده است. و همچنین این بدعتی که حضرت عمر گفته ، بدعت لغوی است. بدین معنا که پس از چند سال همان سنت دوباره احیا شده است. توجه داشته باشید که بدعت دو نوع است: بدعت لغوی (حسنه) و بدعت شرعی (مذموم). بدعت لغوی: بدعتی است که از قبل اصل آن عمل موجود است و اکنون نیز همان اصل اجرا میشود ولی ممکن است کمی متفاوت تر باشد. بدعت شرعی: بدعتی است که از قبل اصل و اساسی نداشته باشد و طبق ظن و گمان مردم در دین اضافه شده باشد. مانند «اشهد ان علی ولی الله» در اذان تشیع که از قبل اصل و اساسی ندارد و بعداً توسط شیعه به اذان اضافه شده است. اما نماز تراویح برطبق حدیث فوق و احادیث دیگر، در زمان خود رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشته و خود نبی علیه السلام نیز آن را ادا کردند. ============= نقد مطالب برادر اهل سنت توسط مدیریت سایت: برادر گرامی مثل اینکه شما از روایات هر چه دوست دارید برداشت می کنید. بزرگوار در روایت آمده است: ((متفرقون يصلي الرجل لنفسه)) از کجای این متن برداشت کرده اید که تروایح میخوانند؟ آنها نماز نافله میخواندند که همه مسلمین نوافل دارند. ولی این نافله تروایح نبوده است. اما در مورد بدعت (( اشهد ان علیا ولی الله)) اولا: شیعه آنرا ذکر میداند نه رکن اذان. و اگر کسی به عنوان رکن بگوید اذانش باطل می شود. ثانیا: چه کسانی رکن به اذان اضافه کردند؟ میخواهید بیشتر بدانید؟ 1 ـ امام مالك مى گويد: «اِن المؤذن جاء الى عمربن الخطاب يؤذنه لصلاة الصبح فوجده نائماً فقال: الصلاة خير من النوم فأمره أن يجعلها في نداء الصبح.. الموطّا ج1ص72 2 ـ ابن حزم مى گويد: «الصلاة خير من النوم، ولا نقول بهذا ايضا لأنه لم يأت عن رسول اللّه ـ صلى الله عليه و آله سلّم .المحلى ج3ص161 اما بدعت جناب عمر بن خطاب بدعت لغوی نبوده است بلکه بدعت شرعی بوده است میدانید چرا؟ چون پیامبر نمازهای مستحبی را به جماعت نمی خوانند ولی جناب عمر چنین به مردم دستور داد. و حتی زمانی که مردم خواستند در زمان خلافت علی بن ابیطالب چنین کاری را انجام دهند علی بن ابیطالب از آن منع کرده است. شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 12 - ص 283- موسسه اسماعیلیان أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم (( زمانی که از امیرالمومنین خواستند در کوفه تا امامی برای نماز تراویح به آنان معرفی کند به آنها فهماند که این کار خلاف سنت نبوی هست و ترک کردند تراویح را....)) منبع : http://www.shia-sonni.com/ وظايف و مسئوليتهاي شيعه علي عليه السلام و اما مسئوليت شيعه يا مسئوليت ما : مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و به آن افتخار مي كنيم، مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و دنيا ما را به جهت اميرالمؤمنين شناخته است كه : (و معروفين بتصديقنا إياكم) مسئوليت ما كه شيعه علي هستيم و خداي را بر تمسك به ولايت اميرالمؤمنين حمد مي كنيم: الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه أميرالمؤمنين آيا همين افتخار و اعتقاد و تمسك ما را بس است و ديگر مسئوليتي بر دوش ما نيست؟ پس علي وار بودن، علي وار زيستن و علي وار مردن چه مي شود؟ آيا همين كه بگوييم علي به عثمان بن حنيف كه از خواص اصحاب اوست فرموده شما نمي توانيد مثل من عمل كنيد و اينكه امام سجاد زين العابدين در مقابل زهد و عبادت اميرالمؤمنين احساس عجز مي كنند، اينكه امام باقر (ع) مي فرمايد: از ما معصومين هم هيچ كس توان انجام دادن اعمال علي (ع) را ندارد، آيا براي توجيه بي مسئوليتي ما كافي است؟ پس فرمايش علي (ع) چه مي شود، كه مي فرمايد : إن لكل مأموم إماماً يقتدي به هر پيروي را امامي است كه به او اقتدا مي كند و از او پيروي مي نمايد. علي (ع) خود پاسخ ما را داده است و پس از ذكر سيره خود و ذكر اينكه شما توانايي چنين عمل كردني را نداريد، مي فرمايند : ادامه مطلب جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان
. . . ادامه مطلب
در خبرها آمده که روز شنبه همزمان با سالگرد 11 سپتامبر
کلیسایی در فلوریدای آمریکا که مهد تمدن و رعایت حقوق بشر و رعایت حقوق
اقلیت ها می باشد!!! میخواهد مراسمی را بنام " روزی جهانی سوزاندن قرآن "
برگزار نماید و قرآن کتاب آسمانی و مورد احترام مسلمانان را آتش بزنند.
این خبر از جهاتی قابل تأمل است: 1. قرآن سوزی در کشوری میخواهد رخ دهد که داعیه رعایت حقوق بشر و حقوق اقلیت ها را دارد (ارواخ خاک باباشون) و همیشه به کشورهای دیگه در این باره هشدار می دهد!! 2. قرآن سوزی در مکانی (کلیسا) میخواهد واقع شود که داعیه مهرورزی و احترام به انسان ها آن گوش فلک را پر کرده است!! 3. قرآن سوزی توسط کسی (تري جونز کشيش و مسئول اين کليسا ) میخواهد واقع شود که از نظر مذهبی و علمی یکی از بالاترین مقامات کلیسا می باشد و این در حالی است که همیشه عالمان و بزرگان اسلام ترور و اهانت به دیگر ادیان را حرام اعلام کرده و از اعمال عده ای بی عقل و بی منطق که با نام اسلام کارهای خلاف عقل و شرع انجام می دهند اعلام برائت کرده اند. راستی یک سوال: اگر یک روزی در یکی از کشورهای مسلمان تصمیم می گرفتند که عقاید مورد احترام مسیحیان را زیر سوال ببرند و یا کتابشان را آتش بزنند، صدای تمامی کسانی که الان سکوت کرده اند در نمی آمد که اینها قوم وحشی و بربر هستند؟! چطور است که اقدام این گروه به عنوان یک گروه افراطی مورد تأکید مسیحیان دیگر قرار می گیرد اما تندروی گروه اندکی از مسلمانان به نام تمامی مسلمانان نوشته می شود؟! قرآن را میخواهید بسوزانید چند صفحه کتاب است با مفاهیم آن چه میخواهید بکنید؟ با احادیث چه می خواهید بکنید؟ شاید این ادامه همان قرآن سوزی و حدیث سوزی بعد از شهادت پیغمبر است . تصاویری از حمله تروریستی به شیعیان مظلوم پاکستان روز قدس
البته شیعیان پاکستان به این حملات وحشیانه عادت کردند ادامه مطلب آیا اهل سنت و وهابیون به مهدویت اعتقاد دارند؟ در رابطه با رويكرد وهابيت نسبت به مهدويت ، توجه شما را به اين نكته جلب ميكنم كه وهابيت و اهل سنت حدود 99 درصدشان در رابطه با مهدويت ، پنجاه ـ شصت درصد با شيعه هم عقيده هستند . يعني اينها معتقد هستند كه آقا رسول اكرم بشارت داده به وجود آقا حضرت مهدي سلام الله عليه كه آن نازنين وجود خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد ؛ همان گونه كه از ظلم و ستم لبريز شده است . در اين زمينه ما اختلاف آنچناني با اهل سنت حتي با وهابيت هم نداريم . البته اگر فرصتي شد در رابطه با مهدويت نوعي و شخصي كه چه شاخصههاي دارد سر فرصت بحث خواهيم كرد . نكتۀ جالب توجه اين است كه ابن تيميه ، بزرگ تئورين وهابيت هم وقتي در برابر انبوهي از روايات در صحاح سته و حتي در صحيح بخاري و مسلم در بارۀ حضرت مهدي مواجه ميشود ، صراحتاً ميگويد : إن الأحاديث التي يحتج بها على خروج المهدي أحاديث صحيحة ، رواها أبو داود والترمذي وأحمد وغيرهم من حديث ابن مسعود وغيره . (منهاج السنة النبوية ، ج 4 ، ص211 .) احاديثي كه ميتوانيم احتجاج كنيم بر آن احاديث بر قيام حضرت مهدي ، اين احاديث صحيح هستند . اين روايات را ابو داود ، ترمذي و احمد نقل كردهاند . ادامه مطلب
آدم و نوح و سلیمان و خلیل بیخلل
به هر که به او می رسد بسم الله الرحمن الرحیم این وصیت علی فرزند ابوطالب است. علی به یگانگی خداوند گواهی می دهد و اقرار می کند که محمد (ص) بنده خدا و پیام آور اوست؛ خدا او را فرستاد تا دینش را بر دیگر ادیان برتری بخشد. (نماز وعبادت و زندگی و مرگ من از خدا و برای خداست؛ او شریکی ندارد. مرا این گونه فرمان داده اند و من از تسلیم شدگان خدایم) فرزندم حسن! به تو و همه ی فرزندان و خانواده ام و هر که این نوشته به او می رسد، سفارش می کنم : - خدا ترسی را از یاد نبرید. - همه دست به ریسمان الهی بیاویزید. - خویشاوندان را فراموش نکنید. - جان شما و جان یتیمان؛ مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند. - جان شما و جان همسایگانتان. - جان شما و جان قرآن؛ دیگران در عمل به آن از شما جلو نزنند. - جان شما و جان نماز. - جان شما و جان خانه ی پروردگارتان، کعبه. - جان شما و جان جهاد؛ جهاد با دارایی هایتان و با جان هایتان. - جان شما و جان زکات. - جان شما و جان ذریّه پیامبرتان. - جان شما و جان تهیدستان. - در انجام کاری که مورد رضایت خداست بکوشید و به حرف دیگران بها ندهید. - همواره با هم دوستی کنید و به هم برسید. - کارهای خوب را دسته جمعی انجام دهید. - از خدا پروا کنید که کیفرش شدید است. خداوند شما را در حمایت خود بگیرد و به امت پیغمبر توفیق دهد احترام شما و حرمت پیامبر را نگه دارند. به خدا می سپارمتان ...
امير مؤمنان علي عليه السلامميفرمايند: «صيام القلب عن الفکر في الاثام افضل من صيام البطن عن الطعام» روزه دل از انديشه گناهان برتر از روزه شکم از خوردن و آشاميدن است. و البته اين بدان معنا نيست که ظاهر روزه و امساک از خوردن و اشاميدن را رها کنيم بلکه لازم است به ان اکتفا ننماييم و همراه با آن بکوشيم که به نتايج معنوي روزه نيز برسيم.
عمر: "پيرزنهاي بيسواد هم از من باسوادتر هستند !!! "
علماي ثقه و مورد اعتماد ما و جمعي که نزد نواصب ثقه هستند روايت کرده اند. حتي صاحب کشاف در تفسيرش و حميدي در (جمع بين الصحيحين) روايت نموده اند که: روزي عمر بن خطاب خطبه مي خواند گفت: هر که بر مهريه زن مغالات (زياده روي) کند و از چهارصد درهم بيشتر مهر نمايد او را حد مي زنم ( تنبيه ميکنم) !!! و آنچه بر چهارصد درهم افزوده باشد را داخل بيت المال مي کنم !!! پير زني در آنجا حاضر بود. برخاست و گفت: اي عمر! کلام تو اولي (بهتر) به قبول است يا کلام خداوند تبارک و تعالي ؟؟؟ عمر گفت: کلام خداوند. پير زن گفت: حق تعالي در قرآن مجيد فرموده که : و ان آتيتم احديهن قنطار افلا تاخذوا من شيئا. يعني چنانچه کابين زني را بار طلا قرار داديد مانعي ندارد .. (نساء /20 ) عمر گفت: کلکم افقه من عمر حتي المخدرات في الحجال !!! يعني جميع شما فقيه تر و داناتر از عمريد حتي پير زن در خانه ها و يا زنان مخدره در حجله ها !!! |
|